آیا ایران باید از فرصت خرید محصولات کشاورزی آمریکا استفاده کند؟ بررسی مزایا، ریسک‌ها و تأثیر آن بر اقتصاد ایران

آیا ایران باید از فرصت خرید محصولات کشاورزی آمریکا استفاده کند؟ بررسی مزایا، ریسک‌ها و تأثیر آن بر اقتصاد ایران

با مطرح شدن معافیت ۶۰ روزه و احتمال خرید محصولات کشاورزی آمریکا توسط ایران، پرسش‌های مهمی درباره تأثیر این توافق بر اقتصاد، امنیت غذایی و روابط تجاری کشور مطرح شده است. در این مقاله، مزایا، ریسک‌ها و نقش بریکس، چین و برزیل را در این معادله از دیدگاهی بی‌طرفانه بررسی می‌کنیم.

تیم تحریریه رشدتو ۴ تیر ۱۴۰۵ 1 دقیقه مطالعه 23 بازدید

نگاهی بی‌طرفانه به مزایا، ریسک‌ها و تغییر موازنه تجارت جهانی

در اقتصاد بین‌الملل، تحولات سیاسی تنها بر روابط دیپلماتیک اثر نمی‌گذارند، بلکه مسیر تجارت جهانی را نیز تغییر می‌دهند. جنگ تجاری میان آمریکا و چین یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این موضوع است. زمانی که دو اقتصاد بزرگ دنیا بر واردات و صادرات یکدیگر تعرفه وضع می‌کنند، تنها این دو کشور نیستند که تحت تأثیر قرار می‌گیرند؛ بلکه کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین، روسیه و حتی ایران نیز ممکن است از تغییر مسیر تجارت جهانی منتفع یا متضرر شوند.

طبق آمار وزارت کشاورزی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ ارزش صادرات محصولات کشاورزی این کشور به حدود ۱۷۶ میلیارد دلار رسید و سویا با بیش از ۲۴ میلیارد دلار همچنان مهم‌ترین محصول صادراتی آمریکا بود. بخش قابل توجهی از این محصولات در سال‌های گذشته به بازار چین صادر می‌شد، اما با افزایش تنش‌های تجاری، چین سیاست متنوع‌سازی منابع تأمین خود را در پیش گرفت و خرید محصولات کشاورزی از کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین را افزایش داد.

این تغییر تنها یک جابه‌جایی تجاری نبود؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر تدریجی نقشه تجارت جهانی بود.

چین، برزیل و بریکس؛ تغییر تدریجی نقشه تجارت جهانی

در دهه گذشته، روابط اقتصادی چین و برزیل به شکل قابل توجهی گسترش یافته است. چین امروز بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل محسوب می‌شود و بخش بزرگی از صادرات سویا، ذرت، گوشت و سنگ‌آهن برزیل به بازار چین اختصاص دارد. همزمان، عضویت هر دو کشور در گروه بریکس (BRICS) باعث شده همکاری‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری و حتی استفاده از ارزهای محلی در تجارت میان اعضا افزایش پیدا کند.

این روند تنها به برزیل محدود نیست. روسیه، هند، امارات، مصر و سایر اعضای بریکس نیز به دنبال توسعه زنجیره‌های تأمین و همکاری‌های اقتصادی خارج از ساختار سنتی تجارت جهانی هستند. هرچند بریکس هنوز یک اتحادیه تجاری مانند اتحادیه اروپا نیست، اما نقش آن در شکل‌دهی به تجارت جهانی هر سال پررنگ‌تر می‌شود.

برای ایران نیز که عضو بریکس است، این موضوع اهمیت زیادی دارد. عضویت در این بلوک می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای تجارت و استفاده از سازوکارهای مالی جدید ایجاد کند. با این حال، این عضویت نباید به معنای محدود شدن گزینه‌های تجاری ایران باشد.

معافیت ۶۰ روزه؛ یک فرصت اقتصادی یا صرفاً یک توافق موقت؟

در شرایط فعلی، بحث خرید محصولات کشاورزی از آمریکا را نباید صرفاً یک معامله تجاری دانست. این موضوع را باید در چارچوب یک فرصت محدود ۶۰ روزه بررسی کرد؛ فرصتی که اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند بخشی از فشار بر زنجیره تأمین غذای ایران را کاهش دهد و همزمان به‌عنوان آزمونی برای سنجش امکان بازگشت ایران به مبادلات اقتصادی رسمی‌تر با جهان عمل کند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، آمریکا در قالب یک تفاهم موقت، بخشی از معافیت‌های تحریمی را برای مدت ۶۰ روز فعال کرده و موضوع استفاده از منابع مالی ایران برای خرید کالاهای غیرتحریمی مانند غذا، دارو و محصولات کشاورزی را مطرح کرده است. در همین چارچوب، از احتمال خرید محصولاتی مانند سویا، ذرت و گندم از آمریکا نیز سخن گفته شده است.

در مقابل، ایران تأکید کرده که هرگونه خرید باید صرفاً بر اساس قیمت، کیفیت و منافع ملی انجام شود و هیچ کشوری نباید برای ایران تعیین کند که کالاهای مورد نیاز خود را از چه بازاری تهیه کند.

ایران چه منافعی می‌تواند داشته باشد؟

اصل موضوع تنها خرید چند محموله سویا یا ذرت نیست. مسئله این است که ایران سال‌ها به دلیل محدودیت‌های بانکی و تحریم‌ها، بخش مهمی از کالاهای اساسی خود را از مسیرهای غیرمستقیم و با هزینه‌های بیشتر تأمین کرده است.

اگر این معافیت بتواند امکان خرید مستقیم، پرداخت شفاف‌تر و کاهش هزینه‌های واسطه‌ای را فراهم کند، هزینه واردات نهاده‌هایی مانند سویا، کنجاله سویا و ذرت کاهش خواهد یافت. این نهاده‌ها مستقیماً بر هزینه تولید مرغ، تخم‌مرغ، گوشت و لبنیات اثر می‌گذارند و کاهش قیمت آن‌ها می‌تواند فشار هزینه‌ای بر تولیدکنندگان را کمتر کند.

از منظر روابط بین‌الملل نیز، هرچه ایران بتواند جایگاه اقتصادی خود را در تجارت جهانی تقویت کند، مدیریت ریسک‌های سیاسی نیز آسان‌تر خواهد شد. کشوری که روابط اقتصادی گسترده‌تر و متنوع‌تری دارد، معمولاً در برابر فشارهای خارجی نیز قدرت چانه‌زنی بیشتری پیدا می‌کند.

اما چرا این کار ساده نیست؟

در مقابل، موانع نیز کم نیستند.

بزرگ‌ترین مانع، کیفیت یا قیمت محصولات آمریکایی نیست؛ بلکه محدودیت‌های مالی و بانکی ناشی از تحریم‌هاست. حتی اگر فروشنده آمریکایی حاضر به معامله باشد، انتقال پول، بیمه حمل‌ونقل، خدمات بانکی و برخی مجوزهای صادراتی همچنان می‌توانند اجرای چنین معاملاتی را دشوار یا پرهزینه کنند.

از سوی دیگر، نباید انتظار داشت که یک معافیت ۶۰ روزه به‌تنهایی قیمت کالاهای اساسی را در ایران کاهش دهد. قیمت نهایی کالاها علاوه بر قیمت جهانی، به نرخ ارز، سیاست‌های ارزی، هزینه حمل‌ونقل، نظام توزیع، قیمت‌گذاری داخلی و شرایط اقتصادی کشور نیز وابسته است.

بنابراین، اثر این توافق احتمالاً بیش از آنکه در کاهش فوری قیمت‌ها دیده شود، در کاهش هزینه تأمین کالاهای اساسی و تقویت ذخایر راهبردی کشور نمایان خواهد شد.

آیا این به معنای کنار گذاشتن بریکس یا آمریکا است؟

خیر.

اقتصاد موفق، اقتصاد متنوع است. همان‌طور که وابستگی کامل به آمریکا منطقی نیست، وابستگی کامل به چین، روسیه یا هر بلوک اقتصادی دیگری نیز می‌تواند در بلندمدت قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد.

بهترین راهبرد برای ایران این است که از رقابت میان همه تأمین‌کنندگان استفاده کند. اگر برزیل قیمت بهتری ارائه می‌دهد، از برزیل خرید کند. اگر آمریکا شرایط اقتصادی مناسب‌تری دارد، از آمریکا خرید کند. اگر روسیه یا سایر اعضای بریکس گزینه بهتری باشند، آن‌ها را انتخاب کند.

ملاک تصمیم باید منافع اقتصادی، امنیت غذایی، کیفیت، قیمت و امنیت تأمین باشد، نه صرفاً ملاحظات سیاسی.

جمع‌بندی؛ اقتصاد، میدان رقابت است نه تقابل

تجربه جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که هرگونه درگیری نظامی، فارغ از نتیجه سیاسی آن، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشورها تحمیل می‌کند. جنگ، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد، تجارت را مختل می‌کند، هزینه حمل‌ونقل و بیمه را افزایش می‌دهد و در نهایت فشار بیشتری بر معیشت مردم وارد می‌کند.

در چنین شرایطی، هر مسیری که بتواند احتمال بازگشت تنش‌های نظامی را کاهش دهد و زمینه را برای گسترش همکاری‌های اقتصادی فراهم کند، از منظر اقتصادی ارزش بررسی دارد.

البته حتی اگر ایران و آمریکا به تفاهم برسند، موانع تجارت یک‌شبه از بین نخواهد رفت. در خارج از کشور، تحریم‌های مالی، محدودیت‌های بانکی و بی‌اعتمادی سیاسی همچنان وجود دارند. در داخل ایران نیز اصلاح نظام بانکی، بهبود فضای کسب‌وکار، افزایش شفافیت اقتصادی و کاهش هزینه‌های تجارت، لازمه بهره‌برداری از هر فرصت جدید خواهد بود.

بنابراین، موفقیت این توافق تنها به خرید چند محموله سویا یا ذرت وابسته نیست. موفقیت واقعی زمانی حاصل می‌شود که ایران بتواند از این فرصت برای کاهش هزینه‌های تجارت، افزایش ارتباط با اقتصاد جهانی، جذب سرمایه و تقویت امنیت غذایی استفاده کند.

در نهایت، آنچه باید مبنای هر تصمیمی باشد، منافع ملی ایران است. اگر تجارت با آمریکا، چین، برزیل، روسیه یا هر کشور دیگری بتواند بدون ایجاد وابستگی سیاسی، به رشد اقتصادی، ثبات بازار، افزایش رفاه مردم و تقویت امنیت غذایی کشور کمک کند، بررسی آن منطقی است. اما اگر هر توافقی منجر به محدود شدن حق انتخاب ایران یا تحمیل هزینه‌های بلندمدت شود، باید با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.

اقتصاد زمانی رشد می‌کند که ثبات داشته باشد. تجارت زمانی رونق می‌گیرد که ریسک جنگ کاهش پیدا کند. و سرمایه‌گذاری زمانی شکل می‌گیرد که آینده قابل پیش‌بینی باشد. شاید مهم‌ترین دستاورد هر توافقی، نه خرید چند هزار تن سویا یا ذرت، بلکه کاهش احتمال بازگشت به چرخه تنش و جنگ باشد؛ زیرا صلح و ثبات، مهم‌ترین زیرساخت توسعه اقتصادی هر کشوری هستند.


اشتراک‌گذاری: 𝕏 لینک کپی شد ✓
بازگشت به آکادمی ۰٪ خوانده شد

نظرات

اولین نظر را شما بنویسید.

برای ثبت نظر لطفاً وارد شوید.
نسخه جدید در دسترس است

این سایت از کوکی برای بهبود تجربه کاربری و حفظ نشست شما استفاده می‌کند. سیاست حریم خصوصی