پس‌انداز برای ایرانیان؛ دلار، درهم، یورو یا طلا؟ ارزهای متصل به دلار چه مزایا و معایبی دارند؟

پس‌انداز برای ایرانیان؛ دلار، درهم، یورو یا طلا؟ ارزهای متصل به دلار چه مزایا و معایبی دارند؟

خرید دلار یا درهم می‌تواند به حفظ ارزش پس‌انداز کمک کند، اما به تنهایی راه‌حل کامل برای رشد ثروت نیست. ترکیب ارز، طلا و دارایی‌های مولد معمولاً ریسک کمتری دارد و در بلندمدت نتیجه بهتری ایجاد می‌کند.

تیم تحریریه رشدتو ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ 1 دقیقه مطالعه 12 بازدید

اگر در ایران زندگی می‌کنید، به احتمال زیاد بارها با این پرسش مواجه شده‌اید که برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، خرید دلار گزینه مناسب‌تری است یا درهم، و اینکه آیا نگهداری یورو می‌تواند انتخاب بهتری باشد یا اساساً باید از بازار ارز فاصله گرفت و به سراغ گزینه‌هایی مانند طلا یا سرمایه‌گذاری‌های دیگر رفت.

واقعیت این است که برای بسیاری از افراد، به‌محض مطرح شدن موضوع پس‌انداز، دلار به عنوان اولین و طبیعی‌ترین انتخاب مطرح می‌شود؛ موضوعی که ریشه در تجربه چند دهه گذشته دارد، جایی که ریال به‌طور مستمر با کاهش ارزش مواجه بوده و افراد برای حفظ قدرت خرید خود، ناگزیر به انتخاب دارایی‌های جایگزین شده‌اند.

با این حال، نکته‌ای که معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد این است که همه ارزها رفتار یکسانی ندارند و نمی‌توان آن‌ها را در یک دسته‌بندی ساده قرار داد؛ برخی ارزها عملاً به دلار وابسته‌اند و تغییرات آن را دنبال می‌کنند، در حالی که برخی دیگر به‌صورت مستقل نوسان دارند و می‌توانند در بازه‌های زمانی مختلف عملکردی کاملاً متفاوت از دلار از خود نشان دهند.

برای اتخاذ تصمیمی دقیق‌تر و آگاهانه‌تر، لازم است ابتدا با مفهومی به نام «اتصال ارزی» یا Currency Peg آشنا شویم.

اتصال ارزی چیست؟

اتصال ارزی به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن یک کشور ارزش پول ملی خود را به یک ارز خارجی، که در اغلب موارد دلار آمریکا است، متصل می‌کند و تلاش می‌کند این نسبت را در یک محدوده مشخص حفظ کند.

برای درک بهتر، یک مثال واقعی را بررسی کنیم:
امارات متحده عربی طی چند دهه گذشته، نرخ برابری درهم را در محدوده‌ای نزدیک به ۳.۶۷ درهم در برابر هر دلار تثبیت کرده است، به‌گونه‌ای که تغییرات ارزش دلار در بازارهای جهانی، تقریباً به همان نسبت در ارزش درهم نیز منعکس می‌شود.

این ثبات تصادفی نیست، بلکه نتیجه مداخلات هدفمند بانک مرکزی امارات است که با استفاده از ذخایر ارزی خود، در مواقع لازم وارد بازار می‌شود تا این نسبت را حفظ کند و از نوسانات شدید جلوگیری نماید؛ به همین دلیل، نگهداری درهم در عمل تا حد زیادی مشابه نگهداری دلار تلقی می‌شود.

چرا کشورها ارز خود را به دلار متصل می‌کنند؟

اصلی‌ترین هدف از اجرای چنین سیاستی، ایجاد ثبات و کاهش عدم قطعیت در اقتصاد است، به‌ویژه در کشورهایی که وابستگی بالایی به تجارت خارجی دارند.

در مثالی دیگر، اگر یک شرکت چندملیتی قصد داشته باشد پروژه‌ای چند میلیارد دلاری در شهری مانند دبی اجرا کند، نوسانات شدید در ارزش پول محلی می‌تواند محاسبات مالی پروژه را به‌طور جدی مختل کرده و ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش دهد، در حالی که اتصال ارز به دلار باعث می‌شود این نوسانات تا حد زیادی کنترل شده و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت فراهم شود.

به همین دلیل، بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله امارات و عربستان، با توجه به اینکه درآمد اصلی آن‌ها از محل صادرات نفت و گاز به دلار تأمین می‌شود، حجم بالایی از واردات دارند و به جذب سرمایه خارجی نیازمندند، سیاست اتصال ارزی را به عنوان ابزاری برای ایجاد ثبات اقتصادی انتخاب کرده‌اند.

ارزهای متصل به دلار

درهم امارات (AED) یکی از مهم‌ترین ارزهایی است که برای ایرانیان کاربرد عملی بالایی دارد، زیرا بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند واردات کالاهای مصرفی و الکترونیکی، از طریق امارات انجام می‌شود و همین موضوع باعث شده است که این ارز از نقدشوندگی بالا و دسترسی آسان در بازار داخلی برخوردار باشد.

در یک نمونه دیگر، بسیاری از فعالان بازار، به‌خصوص واردکنندگان حوزه موبایل، لپ‌تاپ و قطعات، معاملات خود را نه بر مبنای دلار، بلکه بر اساس درهم انجام می‌دهند، زیرا زیرساخت‌های مالی و تجاری مرتبط با امارات این فرآیند را ساده‌تر کرده است.

در کنار درهم، ارزهایی مانند ریال سعودی و ریال قطر نیز با نرخ‌های تقریباً ثابت به دلار متصل هستند و ثبات نسبی خود را از همین سیاست می‌گیرند، هرچند میزان دسترسی و کاربرد آن‌ها برای ایرانیان به اندازه درهم نیست.

ارزهای مستقل از دلار

در مقابل، ارزهایی مانند یورو، پوند انگلیس و فرانک سوئیس به‌صورت شناور مدیریت می‌شوند و ارزش آن‌ها تحت تأثیر عوامل متعددی مانند سیاست‌های پولی، وضعیت اقتصادی و تحولات سیاسی تغییر می‌کند.

در یک مورد واقعی دیگر، یورو در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ تا نزدیکی برابری با دلار تضعیف شد، اما پس از آن دوباره بخشی از ارزش خود را بازیابی کرد، موضوعی که نشان می‌دهد نگهداری این ارز می‌تواند هم فرصت سودآوری و هم ریسک کاهش ارزش را به همراه داشته باشد.

پوند انگلیس نیز نمونه‌ای دیگر از این ارزهاست که پس از رویدادهایی مانند برگزیت، نوسانات قابل توجهی را تجربه کرد، در حالی که فرانک سوئیس به‌عنوان یک دارایی امن شناخته می‌شود و در دوره‌های بحران جهانی، معمولاً مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد.

آیا اتصال ارزی همیشه موفق است؟

پاسخ به این سؤال منفی است، زیرا موفقیت این سیاست به‌شدت به قدرت و ساختار اقتصادی کشور وابسته است.

امارات متحده عربی به عنوان یک نمونه موفق شناخته می‌شود، اما این موفقیت صرفاً ناشی از اتصال ارزی نیست، بلکه ترکیبی از عواملی مانند تنوع اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها و توانایی جذب سرمایه خارجی در آن نقش داشته‌اند.

برای روشن‌تر شدن موضوع، پروژه‌هایی مانند Dubai Marina یا رویدادهایی مانند Expo 2020 به‌خوبی نشان می‌دهند که چگونه ثبات ارزی می‌تواند به افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران و ورود سرمایه‌های بین‌المللی منجر شود.

در مقابل، تجربه کشورهایی مانند آرژانتین نشان می‌دهد که اگر اقتصاد از پشتوانه کافی برخوردار نباشد، اتصال به دلار می‌تواند به بحران منجر شود؛ به‌طوری‌که این کشور پس از دوره‌ای از ثبات نسبی در دهه ۹۰، در نهایت با کاهش ذخایر ارزی و افزایش فشارهای اقتصادی، در سال ۲۰۰۱ با بحران مالی شدیدی مواجه شد.

درهم بهتر است یا دلار؟

اگر هدف صرفاً حفظ ارزش دارایی باشد، تفاوت بنیادی قابل توجهی میان درهم و دلار وجود ندارد، زیرا درهم عملاً از دلار تبعیت می‌کند؛ با این حال، در عمل و در شرایط بازار ایران، درهم به دلیل سهولت دسترسی، کاربرد گسترده در حواله‌ها و گاهی هزینه تبدیل پایین‌تر، می‌تواند گزینه عملی‌تری باشد.

آیا باید کل سرمایه را به ارز تبدیل کرد؟

چنین رویکردی معمولاً منطقی نیست، زیرا تمرکز کامل بر یک دارایی می‌تواند ریسک سرمایه‌گذاری را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد.

یک رویکرد منطقی‌تر

در چنین شرایطی، استفاده از استراتژی تنوع‌بخشی می‌تواند راهکار مناسب‌تری باشد، به‌طوری‌که بخشی از سرمایه به ارزهای مختلف، بخشی به طلا و بخشی دیگر به دارایی‌های مولد اختصاص یابد.

در یک مثال واقعی، در سال‌هایی مانند ۱۳۹۹ و ۱۴۰۱، طلا در کنار رشد نرخ ارز، توانست نقش مؤثری در حفظ ارزش دارایی‌ها ایفا کند، در حالی که سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مولد، مانند کسب‌وکار یا املاک درآمدزا، در بلندمدت معمولاً بازدهی بالاتری نسبت به نگهداری صرف ارز داشته است.

جمع‌بندی

در نهایت، می‌توان گفت که برای یک سرمایه‌گذار ایرانی، ارز بیش از آنکه ابزاری برای ایجاد ثروت باشد، وسیله‌ای برای حفظ ارزش دارایی محسوب می‌شود و تصمیم‌گیری منطقی در این حوزه، مستلزم در نظر گرفتن ترکیبی از ارزهای مختلف، طلا و دارایی‌های مولد است، نه تمرکز صرف بر یک گزینه خاص.

بازگشت به آکادمی ۰٪ خوانده شد

نظرات

اولین نظر را شما بنویسید.

برای ثبت نظر لطفاً وارد شوید.
نسخه جدید در دسترس است

این سایت از کوکی برای بهبود تجربه کاربری و حفظ نشست شما استفاده می‌کند. سیاست حریم خصوصی